ابر کوچولویی که آرزو داشت آدم برفی شود
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 2:27
ابر کوچولو که از آن بالا داشت نگاه میکرد، یکهو متوجه ی صدایی شد...ابر بزرگ و پیر قبیله داشت در آن بالا بالاها سخنرانی میکرد...همه ی ابرها جمع شدند...و با دقت به حرفهای ابر بزرگ گوش دادند...ابر بزرگ گفت:"دیگه وقتش رسیده که من از این دنیای زیبای آسمون برم"همه ی ابرها به حرمتش ایستادند و راه را برایش ب...
آدم برفی آرتینا...
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 14:03
این قصه ها، قصه های یک دختر هفت ساله است... HoMe | EmaiL | ProFiLe MOzHgaN
ابر کوچولویی که آرزو داشت آدم برفی شود!
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 14:03
يک روز برفی و زیبا، همه ی ابرها در آسمان آماده برای باریدن برف بودند. ابر کوچولو که از آن بالا داشت نگاه میکرد، xa0یکهو متوجه ی صدایی شد...ابر بزرگ و پیر قبیله داشت در آن بالا بالاها سخنرانی میکرد...همه ی ابرها جمع شدند... و با دقت به حرفهای ابر بزرگ گوش دادند...ابر بزرگ گفت:"دیگه وقتش رسیده که من ا...
از طرف خاله نسیم برای دخترش آرتینا...:)
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 18:37
برگشت گربه ام
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 21:49
سلام. داستان گربه ای که نمیتونست به خونه ی خودش برگرده رو یادتونه؟ گربه ام بالاخره پیدا شد و این عکسشه xa0
داستان یک سنجاقک که خال داشت...
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 12:15
روزی که سنجاقکها به دنیا می آیند اول یک تخم کوچولو هستند و بعد یکهو تخم انها میشکند.. همه فکر میکنند که آنها فقط یک روز زنده اند ولی اما آنها یکماه زندگی میکنند...و یکهو پوست اندازی میکنند... یکروز سنجاک کوچولویی از تخم بیرون آمد...بعد گفت :هوووممم اینجا کجاست؟ یکهو مادر و پدرش دورش رو گرفتند و گفتن...
خرگوشک کوچولویی که به همه فحش میداد...
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 12:15
یه روز یه خرگوشک کوچولو بود که به همه ی حیوونهای کوچولوی جنگل فحش میداد و اونا رو گاز میگرفت و غذاهاشون و میدزدید و قلدری میکرد. یه روز همه تصمیم گرفتن باهاش قهر کنن و بهش گفتند که تو خیلی بی ادبی... و دیگه باهاش حرف نزدن. وقتی خرگوش میرفت پیش اونها بهش بی اعتنایی میکردن و باهاش حرف نمیزدن و کاری بر...
گربه ای که نمیتونست به خونه ی خودش برگرده
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 12:15
امروز صبح صدای جیغ گربه ام رو شنیدم. بدو بدو دوان دوان به طرف گربه ام رفتم. و یکهو دیدم پشم های گربه ی من مثل ابر بهار ریخته اند.همزمان با صدای جیغ گربه ام برای اون که صدمه دیده بود غمگین و ناراحت شدم. گربه ی کوچولو فرار کرد و من ناراحت از اینکه فرار کرده منتظرش موندم. توی حیاط مامان بزرگ و بابابزرگ...